حسن حسن زاده آملى
67
هزار و يك كلمه (فارسى)
حقّه حقيقيه گفتهاند : پس از خلق عقل اول ، از عقل اول ، فلك نهم و عقل دوم ؛ و از عقل دوم فلك هشتم و عقل سوم ؛ و همچنين تا از عقل نهم فلك أول كه فلك قمر است و عقل عاشر پديد آمده است ، و از عقل عاشر مادون فلك قمر كه عالم كون و فساد است كه كدخدائيت مادون فلك قمر با عقل عاشر است . علاوه اين كه صدور كثرت از واحد حقيقى به نحو مذكور ، مشعر به واحد عددى بودن مبدأ اول ( تعالى شأنه ) است ، و حال اين كه مبدأ اول را كه همان واحد حقيقى است توحيد صمدى است . شيخ رئيس در اواسط فصل سوم مقاله هشتم الهيات شفاء كه در معرفت مبدء اول ( تعالى شأنه ) است ، واجب تعالى را واحد بالعدد دانسته است : « فقد بان من هذا و ممّا سلف لنا شرحه أن واجب الوجود واحد بالعدد » ( الهيات شفاء ، ط رحلى ، ص 223 ) . اين كمترين را در تعليقات بر شفاء ، تعليقهاى بر عبارت مذكور بين وجه است : قوله : « واحد بالعدد » أى واحد بالشخص لا الواحد العددى ؛ و الشخص هو التشخّص و التّعين كما قال الشيخ فى اول الفصل الثامن عشر من رابع الإشارات : « واجب الوجود المتعيّن . . . » . فتأمّل و تدبّر . اشكال ديگر اين كه يكى از مسائل مهم الهيات ، بحث از كثرت و تعدّد عقول است كه در ماقبل طبيعت و ما فوق ماده ، در قوس نزولى ، چه گونه كثرت متصور است با اين كه كثرت از ماده پديد مىآيد ؟ شيخ اجل ابن سينا را در رساله نبوّت در وجود نفسى و اضافى ملك ، سخنى بسيار بلند است كه فرمود : سميت الملائكة بأسام مختلفة لأجل معان مختلفة ، و الجملة واحدة غير متجزئة بذاتها إلا بالعرض من اجل تجزى القابل . و صدر المتالهين نيز بر اين اصل رصين و مبناى قويم در فصل دوم از طرف سوم مسلك خامس اسفار فرمايد :